» حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی/ دام تزویر مکن چون دگران قرآن را
20مهرماه روز بزرگداشت، لسان الغیب،رند
خرابات خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی گرامی باد.
بچه های انجمن دوست داران حافظ بوشهر هم
دارن زحمات زیادی برای ترتیب دادن یه برنامه می کشن.که انشالله هفته آینده برگزار
میشه.
تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.
به همین مناسبت 2 غزل را با هم می خوانیم.
ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشی بی زر و گنج به صد حشمت قارون باشی در مقامی که صدارت به فقیران بخشند چشم دارم که به جاه از همه افزون باشی در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن شرط اول قدم آن است که مجنون باشی نقطه عشق نمودم به تو هان سهو مکن ورنه چون بنگری از دایره بیرون باشی کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش کی روی ره زه که پرسی چه کنی چون باشی تاج شاهی طلبی گوهر ذاتی بنمای ور خود از تخمۀ جمشید و فریدون باشی ساغری نوش کن و جرعه بر افلاک فشان چند و چند از غم ایام جگر خون باشی حافظ از فقر مکن ناله که گر شعرا نیست هیچ خوشدل نپسندد که تو محزون باشی
نو بهار است در آن كوش كه خوش دل باشي كه بسي گُل بدمد باز و تو در گِل باشي من نگويم كه كنون با كه نشين و چه بنوش كه تو خود داني اگر زيرك و عاقل باشي چنگ در پرده همين ميدهدت پند ولي وعظت آنگاه كند سود كه قابل باشي در چمن هر ورقي دفتر حالي دگر است حيف باشد كه ز كار همه غافل باشي نقد عمرت ببرد غصه دنيا به گزاف گر شب و روز در اين قصه مشكل باشي گر چه راهي است پر از بيم ز ما تا بر دوست رفتن آسان بود ار واقف منزل باشي حافظا گر مدد بخت بلندت باشد صيد آن شاهد مطبوع شمايل باشي
+ نوشته شده در 2009/10/12 توسط عبدالرضا میگلی نژاد
|
» مرواتون همه ی سال
ماه رمضون دیگه ای طی شد و عید اومد.
مرواتون همه ی سال عیدتون مبارک
بر سر سفره احساس اگر جایی هست سخن ساده
تبریک مرا جا بدهید.
حس می کنم این روزها برای من کم بهره، سپری شدن. فکر و خیالم بیشتر از عملم بود. بعضی
اوقات چقدر عمل به توصیه بزرگان کار سختی است. خیلی دلم می خواست در این مورد خاص به
گفته دلم عمل کنم ولی افسوس.
ولش کن اصلا..
دیشب و امروز چقدر خیابونا شلوغ بود.
دیشب برای بازی شاهین و امروز صبح برای نماز عید.همیشه دلتون شاد.
هر قدر پخش نکردن زنده بازی استقلال و
استیل آذین روی اعصاب مخاطب راه رفت، بازی
شاهین حال داد.
يعني كه نمودند در آيينه صبح / كز عمر شبي
گذشت و تو بي خبري
اینروزها از آیینهای قدیمی و خاطره برانگیزرمضان هم چندان خبری نیست، مثل باقی سنتهایمان که
بیشترشان زیر بار سنگین مدرنیته طاقت نیاوردهاند. خودمان را به این دلخوش میکنیم
که کارهای مهمتری داریم و یادمان رفته که روزی روزگاری در همین حوالی رمضان ماهیبود پر از خاطره و شور و شعف.ولی این مهم نیست که ما به دنبال آن هستیم یا نه مهم این است که دردنیای
ارتباطات و عصري که دنيا غرقدر فناوري هاي نوين ارتباطي است،
هنوز بعضی از مردم ما سحرهابا نواي دم دم سحري برخی عاشقاناز خواب بيدار مي شوند.
دُم دُم سحري يک سنت دیرینه است که سالهای سال است در
بعضي از محلات بوشهر ادامه پيدا کرده است. اين سنت برمي گردد بهزماني که ساعت و يا وسيله اي وجود نداشت که مردم را
براي انجام سحري بيدارکند، اما يکي از دلايل ماندگاري
آن تا حالا، زيبائي و شيريني اين کار بودهو جزو يکي از
سنت هاي حسنه ماست که بايد ماندگار باشد.
در سالهاي اخير (پس از پيروزي انقلاب ) در يكي دو
محله ازناحيه مركزي شهر (دهدشتي وكوتي) تعصب مذهبي و
پایبندی به سنت ها عدهاي جوان را برآن داشته تا دستبه اين كار
بزنند. استفاده از اين فرهنگ به روزگار
فرمانروايي ساسانيان ازقرينه تشكيلات نقاره خانه در
دربارپادشاهان آب ميخورد، زيرا در آن دورهمعمول بود كه در
نقارهخانه شاهان در شبانهروز چند بار نقاره ميزدند: گاه سه بار،
گاه پنج بار، گاه هفت بار و گاه دوبار و به انجام اين كارنوبت نواختن ميگفتند.
آن زمان که بوشهر به گستردگي و پراکندگي امروز نبود و
بوشهر در چهارمحله بهبهاني، دشتي، کوتي و شنبدي و محله هاي
حاشيه اي خلاصه مي شد، سحرهاي رمضان، عده ای فانوسبه دست و دمام به دوش مي گرفتند و با سردادن نواي
دلنشين دم دم سحري محلهها را کوچه به کوچه، خانه به
خانه مي گشتند.
طبق یک تاریخ شفاهی دم دم سحري در بوشهر برمي گردد به
بيش از صد سال قبل که مرحوم کلعباس دم سحري (عين بگشا) اين را
بنيان گذاشت. مي گويند حدود 150 الي 160سال پيش که در
قسمتي از کشورهاي عربي (بحرين کنوني) به شيعيان اجحاف مي شدناچاراً شيعيان
به جاهاي ديگر کوچ مي کنند که عده اي به بوشهر آمده و درمحلات بوشهر
بخصوص محله کوتي، ساکن مي شوند که مرحوم کل عباس جزو آن هابوده است. اول
به شکل خواندن دعا و درب خانه ها را زدن، مردم را بيدار ميکردند که دعاي
آن ها به شکل عربي بوده که اکنون فقط اين دعا در يک جاخوانده مي شود
هرچند که خيلي جاهات آن دعاي معروف «خداوندا تو ستاري، همهخوابند تو
بيداري ، به حق خود که بيداري ، همه عالم نگهداري » استفاده ميشود. به هر صورت مردم با کلماتي مانند «مروات همه سال»
و با قسمت کردنمسقطي و يا شيريني ديگر مراتب
سپاس خود را اعلام مي کردند.
دم دم سحري آهنگ موزوني است که از ترکيب دو کلمه دم دم
و سحري از ضرب آهنگکوبش چوب بر دمام ايجاد مي شود و
دم دم سحري خوانان با ضربه هاي آهنگينيبر دمام با ريتم سه ضربي، همراه
با خواندن اشعار دعاگونه روزه داران راوقت سحر از خواب بيدار مي کنند.
بعد از مرحوم کل عباس کسي به نام محمد ابراهيم (محد
ابريم) اين را ادامهمي دهد، اما به تقليد از مردم
بحرين، از دمام هم استفاده مي کند که تاحالا به همين
شکل ادامه پيدا کرده، بعد از اين مرحوم قوسو (کاووسي) وکلامو و مندو و
ديگر عزيزاني که روحشان شاد باد در اين راه زحمت کشيدند. درمحله کوتي بعد
از انقلاب يکي از نوادگان مرحوم کل عباس ( دم سحري) عينبگشا، حميد عين
بگشا و داريوش شيخ ذاکر و مرحوم صادق ملاح زا ده، حسينفرهومند و ديگر
عزيزاني که جا دارد از زحماتشان تشکر و قدرداني کرد به دمدم سحري
پرداختند.
البته اين آيين اختتاميه اي هم دارد که در روز عيد فطر
برگزار مي شود ؛بوشهري ها اين را خوب مي دانند که در روز عيد
فطر باز هم دمام زن ها بر سرکوي و برزنشان خواهند آمد و با
نواختن ساز ، هم شادي خود را از فرارسيدنعيد فطر ابراز
مي دارند و هم خبر مي دهند که آمده اند پاداش شب بيداريهاشان را بگيرند . مردم نيز شادمانه به نوازندگان
پول و هديه مي دهند که در واقع حکم عيدي را دارد و آنها نیز عیدی ها را در راه خیر
صرف می کنند.
خداوندا تو رزاقی ..... همه فانی تویی باقی
منابع:
سنگستان- عبدالحسين ريشهري
هفته نامه نسیم جنوب- احمد شیخ ذاکر
شکوه بوشهر-سام رسایی فر
+ نوشته شده در 2009/9/12 توسط عبدالرضا میگلی نژاد
|