
يادش بخير
تا به حال چقدر به اين موضوع فكر كردهايم كه
ما كيستيم؟ از كجا آمدهام و آمدنم بهر چه بود؟
حكمت اين كه من، من شدهام چيست؟
آيا تا به حال در اين همه افكار و روياهاي
روزانه كه در خواب نيز ما را تنها نميگذارند لحظهاي هم به اين موضوع فكر كردهايم؟
شايد دم دستترين جوابي كه به نظر من ميرسد
اين باشد كه خوب اسم من عبدالرضا وشهرتم ميگلي نژاد است و اگر لحظهاي بيشتر درنگ كن ميبينم
كه چه پاسخ بيربطي دادهام مثلا اگر اسمم چيز ديگري بود چه اتفاقي ميافتاد؟ يا
در خانوادهاي ديگر متولد شده بودم چه؟ يا اينكه من اهل بوشهرم يا فلان رشته
دانشگاهي را ميخوانم.
اگر در شهر ديگري دنيا آمده بودم يا در رشته
ديگري قبول شده بودم چه تفاوتي ميكرد، بهجز تغيير يك نام يا منصب؟
به نظر من مهمترين مسئله حيات من بايد اين "تو
كيستي؟" باشد نه برخي مسائل زودگذر كه دير يا زود فراموش ميشوند. ولي سوالي كه
هميشه ذهن من را مشغول خود كرده است همين موضوع است و اينكه بدانم هدف از خلقتم چه
بوده راهي كه بزرگان زيادي پاي در آن گذاشتهاند راهي بس پر پيچ و خم و پر رمز و
راز. دانستن اين موضوع كه گذشتگانمان در اين راه به كجا رسيدهاند كمك بسيار
زيادي به ما خواهد كرد.
به عقيده بسياري از بزرگان نگرش در آيات الهي
نيز ميتواند كمك زيادي به انسان كند تا به اين مسئله هستي پاسخ دهد و طبيعت يكي
از نشانههاست كه جاي جاي آن ردپاي اين چراييهاست.
اميدوارم هركدام از ما درطول روز چند دقيقه
كوتاه را به اين موضوع اختصاص داده و نتايج را با هم به صحبت بنشينيم.